داستان
«تسوبومی» ۱۸ سالشه و کمی نسبت به وزن و اندامش حساسه. بعد از فارغالتحصیلی از دبیرستان، یه کار پارهوقت در فروشگاه اجارهی ویدیو پیدا میکنه؛ جایی که با یه کارمند پسر ۱۹ ساله به اسم «شیرو» آشنا میشه. شیفتهای کاری این دو نفر معمولاً با هم تداخل داره و همین باعث میشه بیشتر همدیگه رو ببینن.
یه روز شیرو خیلی معمولی به تسوبومی میگه که اون یادآور یه آدم آشناست.
چند روز بعد، وقتی تسوبومی سر کاره، توی یکی از راهروهای فروشگاه با یه مشتری برخورد میکنه. مرد بعد از رفتن، کارت عضویتش رو جا میذاره و تسوبومی متوجه میشه اسمش «ناسوکاوا»ست؛ جالبتر اینکه ناسوکاوا یکی از آشناهای شیروئه.
از طرف دیگه، وقتی یه آهنگ تبلیغاتی از تلویزیون پخش میشه، شیرو بالاخره متوجه میشه تسوبومی اون رو یاد یه مدل معروف توی یه تبلیغ میندازه؛ البته بهخصوص به خاطر «چشمهاش».
اما ماجرا وقتی عجیب میشه که مشخص میشه اون مدل معروف کسی نیست جز دخترخالهی خود تسوبومی...؟!
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.