داستان
«شیمانا کامِکو» در خانهای زندگی میکنه که احساس میکنه به اون تعلق نداره. مادرش از دنیا رفته، پدرش دوباره ازدواج کرده و برادر کوچولوی ششماههاش تمام توجه خانواده رو به خودش جلب کرده.
کامکو که دیگه نمیتونه این شرایط رو تحمل کنه، مدرسه رو میپیچونه و به پارک نزدیک خونه میره؛ جایی که بهطور اتفاقی پایش به مرد مرموزی با لباس کیمونو گیر میکنه!
این غریبه، «فوجیوارا تایگا»، به کامکو پیشنهاد میده جایی برای موندن داشته باشه؛ البته به شرط اینکه سه شرطش رو قبول کنه.
شرط اول اینه که کامکو بهش بگه چرا از خونه فرار کرده. شرط دوم اینه که کلید گمشدهٔ آپارتمان تایگا رو براش پیدا کنه؛ چون خودش پشت در مونده! و شرط سوم...
اینکه یک رؤیا داشته باشه.
کامکو هر سه شرط رو قبول میکنه، به خانهٔ تایگا نقل مکان میکنه و سفری تازه رو آغاز میکنه؛ سفری برای پیدا کردن عشق، شناخت خودش و پیدا کردن رؤیایی که واقعاً میخواد بهش برسه.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.