داستان
ساکوراکوجی ساکورا یه روز وقتی سوار اتوبوسه، از پنجره بیرون رو نگاه میکنه و صحنهی عجیبی میبینه: چند نفر دارن با آتیش آبی زندهزنده میسوزن و یه پسر همسنوسال خودش، سالم و بیهیچ آسیبی، بالای سرشون ایستاده.
ساکورا روز بعد دوباره به همون محل برمیگرده، اما نه از جنازهها خبریه و نه هیچ اثری از قتل دیده میشه؛ فقط یه آتیش کوچیک باقی مونده. وقتی به کلاس میره، میبینه یه دانشآموز انتقالی جدید به کلاسشون اومده؛ اوگامی رِی، پسری که دقیقاً شبیه همونیه که ساکورا روز قبل دیده بود. تازه، یه دستکش مشکی هم فقط دست چپش کرده.
اما اوگامی یه کُد بریکر هست؛ کسی که طبق قوانین رسمی، اصلاً وجود خارجی نداره. اون یه قاتل بیرحمه که به یه قانون ساده اعتقاد داره: «چشم در برابر چشم» و «برای مقابله با شر، باید از خودِ شر استفاده کرد.» ساکورا که معتقده کشتن هیچوقت راه درستی نیست، تصمیم میگیره جلوی اوگامی رو بگیره و در کنار اون، راهی به قلب سرد و یخزدهش پیدا کنه.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.