داستان
دایکیچی، یه مرد سیساله و مجرد، برای مراسم خاکسپاری پدربزرگش به زادگاهش برمیگرده؛ اما وقتی میفهمه پدربزرگش از رابطهای با یه زن جوانتر، یه فرزند نامشروع داشته، حسابی شوکه میشه! بقیهٔ اعضای خانواده هم از این اتفاق غیرمنتظره هم شوکه و هم خجالتزدهان و هیچکدوم حاضر نیستن با دختر کوچولوی ساکت، رین، کاری داشته باشن. دایکیچی هم در یه تصمیم ناگهانی و از روی عصبانیت، تصمیم میگیره خودش سرپرستی رین رو به عهده بگیره! اما آیا زندگی کردن با این دختر کمحرف باعث میشه رین کمکم از لاک خودش بیرون بیاد؟ و صبر کن... نکنه این اتفاق به زندگی عاشقانهٔ دایکیچی هم لطمه بزنه؟!
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.