داستان
چه کسی تا حالا به این فکر نکرده که به گذشته برگرده، اشتباهاتش رو جبران کنه یا تصمیمهای مهم زندگیاش رو تغییر بده؟ آیا این کار میتونه زندگی خودش یا نزدیکترین آدمهای اطرافش رو بهتر کنه؟ یا تغییر دادن گذشته ممکنه عواقب بدتری به دنبال داشته باشه؟ یک مرد این فرصت رو پیدا میکنه تا جواب این سؤالها رو بفهمه...
«هیروشی ناکاهارا»، مردی میانساله که در راه برگشت از یک سفر کاریه، اشتباهی سوار قطاری میشه که به سمت زادگاه دوران کودکیاش میره. قدمهاش اون رو به قبر مادرش میرسونن و درست در همونجا، ناگهان به دوران زندگی خودش در کلاس هشتم برمیگرده؛ با این تفاوت که تمام خاطرات و دانش دوران بزرگسالیاش رو همچنان به یاد داره.
هیروشی در حالی که تلاش میکنه بفهمه چه اتفاقی براش افتاده، کمکم خاطرات دوران کودکیاش رو به یاد میاره؛ اما این خاطرات به شکلی ظریف با چیزی که از گذشته به خاطر داشته، تفاوت دارن.
حالا سؤالهای زیادی در ذهنش شکل میگیرن...
آیا پدرش باز هم بدون هیچ توضیحی ناپدید میشه؟
آیا باز هم با همسرش ازدواج خواهد کرد؟
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.