داستان
جان آکیاما، نوجوانی مغرور و پرافاده است که میخواهد آرزوی پدربزرگش را برآورده کند و رقیب دیرینهٔ او، موتسوجو گوبانچو را شکست دهد. او با همین هدف پا به رستوران گوبانچو میگذارد.
در آنجا با کیریکو گوبانچو، نوهٔ همان رقیب قدیمی، روبهرو میشود. درگیری این دو شباهت زیادی به دشمنی پدربزرگهایشان دارد: جان معتقد است آشپزی یعنی رقابت و پیروزی، اما کیریکو باور دارد آشپزی از دل و احساس میآید.
میدونستی؟
قفسهی من
فصلی که تا اون خوندی
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
۱
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.