داستان
سووا دایسوکه، یکی از پسرهای محبوب دبیرستان، هیچ علاقهای به وارد رابطه شدن با آیکاوا هیناکو، دختر ساکت و گوشهگیری که تازه به مدرسه اومده، نداره.
دلیلش هم اینه که هیناکو وقتی دایسوکه سعی کرده بود باهاش صمیمی و لاسزنانه رفتار کنه، خودش رو عقب کشیده و دایسوکه هم این واکنش رو توهین شخصی برداشت کرده.
دایسوکه به یکی از دوستاش میگه که تحت هیچ شرایطی با هیناکو وارد رابطه نمیشه، غافل از اینکه خود هیناکو اون حرفها رو شنیده.
اما وقتی دایسوکه اتفاقی توی یه کلیسای متروکه حرفهای هیناکو رو میشنوه، نظرش کاملاً عوض میشه. هیناکو در گذشته از طرف ناپدریش مورد سوءاستفاده قرار گرفته و به خاطر شرایط سختی که داشته، فرزندش رو برای فرزندخواندگی سپرده.
دلخوری و ناراحتی قبلی دایسوکه جاش رو به دلسوزی و نگرانی برای هیناکو میده.
هیناکو خبر نداره که دایسوکه از راز تلخ گذشتهش باخبر شده. چون فکر میکنه دایسوکه هیچ علاقهی عاطفیای بهش نداره، کمکم کنارش راحتتر میشه و احساس آرامش بیشتری میکنه.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.