داستان
فومیهیکو ماتسومارو، یه کارمند معمولی ۲۶ ساله و مجرد، یه دختر رو به سینما دعوت میکنه، ولی دختر سر قرار نمیاد. درست وقتی میخواد بلیتها رو بندازه توی سطل زباله، یه دختر بامزه سر و کلهش پیدا میشه و ازش میخواد بلیتها رو هدر نده. بعد از سینما و شام، ماتسومارو دختر رو تا خونه همراهی میکنه، اما وقتی میرسن، میبینه آپارتمانش آتیش گرفته. آکا اوندای ۲۰ ساله، که تازه کارش رو بهعنوان صداپیشه شروع کرده، چون جایی برای موندن نداره، به خونهی ماتسومارو نقل مکان میکنه و این دو زیر یه سقف وارد رابطهای میشن که «بیشتر از دوستیه، ولی هنوز به عشق نرسیده»؛ رابطهای که موانع زیادی سر راهشون قرار میگیره.
نکته: جلد اول شامل یه داستان دو فصلی با عنوان «عشق در خیابون نقرهای» هم هست که دربارهی دختریه که به یه دختر دیگه اعتراف به عشق میکنه. دختری که بهش اعتراف شده، اون دختر رو با برادر خودش که قیافهش شبیه خودشه و البته حسابی روی اعصابه، جور میکنه. حالا چه دردسرهایی در انتظار این دختر جوون و اون برادره؟
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.