داستان
در آیندهای آرام و کمی غمانگیز، بعد از بالا آمدن آب دریاها، انسانها کمکم شهرها را رها کردهاند. آلفا، رباتی جواننما، در یک کافه کوچک کنار جاده زندگی میکند. او قهوه میفروشد، با مشتریهای کمتعداد حرف میزند و روزهایش را با تماشای طبیعت، رانندگی با موتور و دیدار دوستانش میگذراند. خبری از جنگ یا داستان پیچیده نیست؛ فقط زندگی روزمره، تغییر فصلها و خاطرههای انسانهایی که یکییکی میروند. آلفا با آرامش نظارهگر دنیایی است که در حال فراموش شدن است. او گاهی به سفر میرود، از شهرهای خالی و جادههای بیپایان میگذرد و با آدمهای عجیب و مهربان آشنا میشود. هر دیدار کوتاه، تکهای از خاطرات دنیای قدیم را زنده میکند. داستانی لطیف، شاعرانه و نوستالژیک درباره تنهایی، گذر زمان و زیبایی لحظههای ساده.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.