داستان
«گفتی دوستم نداری... پس چرا وقتی رفتم، نابود شدی؟»
آنها فکر میکردند احساساتشان تمام شده؛ اما یک جدایی کافی بود تا تمام حرفهایی که سالها پنهان کرده بودند، دوباره زنده شوند.
حالا میان خاطرات، حسرت و حرفهایی که هیچوقت گفته نشد، باید بفهمند چیزی که از دست دادهاند واقعاً عشق بوده یا فقط ترس از تنهایی.
میدونستی؟
قفسهی من
فصلی که تا اون خوندی
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
۱
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.