داستان
وِل به مدت نوزده سال بهعنوان قهرمان شمشیر مقدس از پادشاهی کلِنراد در برابر تهدید هیولاها دفاع کرده بود. تنها یک سال تا بازنشستگیاش باقی مونده بود که از پشت بهش خیانت شد! شاهزادههای سلطنتی با پاپوش درست کردن برای اون، وِل رو مجرم معرفی کردن و از پادشاهیای که براش خون دل خورده بود، تبعیدش کردن.
وِل که اسم و اعتبارش رو از دست داده بود، ناپدید شد و به سرزمینهای خارج از مرزهای انسانها، یعنی قلمرو شیاطین، پناه برد.
اونجا ناتالیا، جنگجوی قدرتمند قبیلهی اونی، به همراه دخترش دلیلا، بهش پناه دادن. وِل زندگی تازهای رو در میان شیاطین آغاز کرد و کمکم تونست آرامش رو پیدا کنه؛ آرامشی که در زندگی ساده و بیدغدغهی روستای اونها انتظارش رو میکشید.
با گذشت زمان، پیوند عاطفی وِل با ناتالیا و دلیلا عمیقتر شد. قهرمانی که زمانی در خط مقدم جنگ میجنگید، حالا زندگیای سرشار از گرما، آرامش و التیام رو در آغوش گرفته...
البته، شاید این آرامش فقط سکوت پیش از طوفان بعدی باشه!
قفسهی من
📑 فهرست فصلها
عنوانها از MangaDex، ترجمهی خودکار
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
حسوحال اعضا
اعضای هیکاری دربارهی این اثر چی میگن. تو هم بگو؛ هر رأی همینجا حساب میشه.
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰محبوبترین شخصیت
حالوهوای این اثر
از AniListبا ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.