داستان
کیوکو عاشق دنیاست اما بیشتر از هر چیزی هیتکلیف رو دوست داره؛ برادر شخصیت شرور داستان. با این حال هیتکلیف یکی از شخصیتهای فرعی بازیه که فقط پایان دوستی داره و خبری از پایان عاشقانه براش نیست. کیوکو درحالیکه روی تخت بیمارستان روزهای آخر عمرش رو میگذرونه با تمام وجود آرزو میکنه بعد از مرگ بهعنوان آنا ماری، دختر اشرافزاده و شرور داستان، دوباره متولد بشه و بتونه مخفیانه در گوشهای از دنیا کنار خواهر و برادرهاش زندگی کنه.
اون تازه وارد آکادمی جادویی دنیای بازی شده که خاطرات زندگی قبلیش به ذهنش برمیگردن و متوجه میشه.
"آره! اینجا دنیای ماجیلاباست! ...ولی من قهرمان داستانم؟!"
کیوکو با تعجب میفهمه که بهجای آنا ماریِ شرور که همیشه مورد آزار و اذیت قرار میگرفت در قالب لیزا، قهرمان داستان، دوباره متولد شده. لیزا قویترین جادوی نور رو در اختیار داره و از نظر قدرت هم دستکمی از کسی نداره. از طرفی زندگی بهعنوان شخصیتی محبوب و خوششانس هم براش بد نمیگذره.
اون با آنا ماری که همیشه آرزوی دوستی باهاش رو داشته صمیمی میشه و با نامزدش یعنی شاهزاده هم رابطه خوبی برقرار میکنه. تلاشهاش برای جلوگیری از سرنوشت شوم دختر شرور هم یکی پس از دیگری نتیجه میدن و کمکم به این باور میرسه که میتونه آینده رو تغییر بده.
اما صبر کن ببینم نکنه بتونه با هیتکلیف هم به پایان عاشقانه برسه؟ همون برادر شخصیت شرور که اصلا پایان عاشقانهای توی بازی براش وجود نداشت. کیوکو تصمیم میگیره از تمام توانش استفاده کنه تا این بار به عشقی برسه که در زندگی قبلیش هیچ شانسی برای تجربه کردنش نداشت.
قفسهی من
📑 فهرست فصلها
عنوانها از MangaDex، ترجمهی خودکار
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
حالوهوای این اثر
چیزهایی که این اثر رو میسازه؛ هرچی پررنگتر، پررنگتر توی داستان.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.