داستان
«سالها گذشت... اما قلب آکیرا هنوز همانجا گیر کرده بود؛ پیش پسری که هیچوقت نتوانست فراموشش کند.»
آکیرا موموسه بعد از سالها به زادگاهش برمیگردد؛ جایی که دوباره با هاجیمه کوگایاما، عشق قدیمی و اولین عشق زندگیاش، روبهرو میشود.
اینبار آکیرا تصمیم دارد دیگر احساسش را پنهان نکند و بالاخره به هاجیمه نزدیک شود؛ اما هرچه بیشتر تلاش میکند، خجالت، سوءتفاهم و اتفاقهای بامزه همهچیز را پیچیدهتر میکنند.
از طرفی، هاجیمه هم احساساتی دارد که خودش هنوز نمیتواند درست درکشان کند؛ انگار قلبش جواب را میداند، اما خودش هنوز جرئت پرسیدنش را ندارد.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
🧬 حالوهوای این اثر
چیزهایی که این اثر رو میسازه؛ هرچی پررنگتر، پررنگتر توی داستان.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.