داستان
هاگینو مثل هر دانشجوی معمولی دیگهایه. میره دانشگاه، با دوستاش مشروب میخوره و... اما یه روز همهچیز تغییر میکنه؛ وقتی همکلاسیِ سالبالاییِ دبیرستانش که بهطرز غمانگیزی توی یه تصادف وحشتناک گرفتار شده بود، ناگهان جلوی چشمش ظاهر میشه.
اِنوموتو، فرشتهای که خودش رو «فرشته» معرفی میکنه و درحالیکه بدن واقعیاش هنوز توی کماست ناگهان ظاهر شده، دوست صمیمیِ کسیه که هاگینو بهش علاقه داره. اما چیزی که اِنوموتو به هاگینو میگه، حسابی شوکهش میکنه...
اِنوموتو اومده تا دوست صمیمی خودش رو بکشه؛ همون مردی که وقتی توی اون تصادف وحشتناک گرفتار شد، سعی کرده بود ازش محافظت کنه.
«اگه بتونم توی ۴۹ روز جون دوست صمیمیم رو بگیرم، میتونم دوباره زنده بشم.»
از همینجا زندگی مشترک این دوتا شروع میشه؛ وقتی اِنوموتو بدون ذرهای خجالت، جای هاگینو رو برای زندگی انتخاب میکنه. روزهاشون در ظاهر آروم میگذره... حتی عجیبتر از اون، بهشون خوش هم میگذره.
هرچی روزهای باقیمونده کمتر میشن، هاگینو کمکم جنبهی دوستداشتنی و جذاب اِنوموتو رو میبینه. درست وقتی که دلش داره نسبت به اون مردد میشه، اِنوموتو درحالیکه هاگینو خوابه، یواشکی میبوسدش.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.