داستان
«قرار بود فقط نقش زن و شوهر را بازی کنند... اما قلبشان این قرارداد را جدی گرفت.»
یک پسر معمولی و یک دختر گال که هیچ شباهتی به هم ندارند، مجبور میشوند برای یک پروژهی مدرسهای با هم زیر یک سقف زندگی کنند.
اولش همهچیز پر از دعوا، خجالت و فاصله است؛ اما شبهای مشترک، لحظههای کوچک و توجههایی که کمکم واقعی میشوند، مرز بین «نقش بازی کردن» و «عاشق شدن» را از بین میبرند.
میدونستی؟
قفسهی من
فصلی که تا اون خوندی
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
۱
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.