داستان
پس از به پایان رساندن آن بازی پر فروش بزرگسالان پرطرفدار که در روزهای اخیر حسابی سر و صدا به پا کرده بود، به رختخواب رفتم. وقتی بیدار شدم، متوجه شدم اوضاع تغییر کرده است.
به نحوی و بنا به دلیلی، در همان بازیای که پیشتر انجام داده بودم، اما در مراحل اولیهی آن، تناسخ پیدا کرده بودم.
نگرانکنندهترین بخش ماجرا، شخصیت من بود. من نقش شخصیتی را داشتم که قهرمان داستان را به چالش میکشد و در نهایت شکست میخورد؛ تازه، سرنوشتِ تمام مسیرهای داستانیِ مربوط به این شخصیت، به مرگ ختم میشد.
من در کالبد شخصیتی بازنده و ضعیف تناسخ یافته بودم و وضعیت حتی از این هم وخیمتر بود، چرا که پیشتر در یک دوئل شکست خورده بودم.
دیگر راه گریزی از مرگ نداشتم. اما تسلیم نمیشوم. من دانش و اطلاعات مربوط به آن بازی بزرگسالانه را که در زندگی قبلیام به پایان رسانده بودم، در اختیار دارم. از این دانش نهایت استفاده را خواهم کرد و برای زنده ماندن تلاش میکنم.
این داستانِ قهرمان ماست که در نقش یک شخصیت بازنده در یک بازی بزرگسالان تناسخ یافته و با تمام توان برای بقا میکوشد.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.