داستان
ناتالیا بعد از دست دادن خانوادهاش بهعنوان پادشاه جدید ونتفلور تاجوتخت رو به ارث میبره. اون که به شاهزاده مورد لطف ارواح معروف بود، بین مردم محبوبیت زیادی داشت.
با این حال ناتالیا هنوز در غم از دست دادن خانوادهاش غرق بود و تنها چیزی که بهش آرامش میداد شمشیر مقدس سیلفید بود؛ شمشیری که روح باد، سیلف، بهش برکت داده بود. این شمشیر نشونه به تخت نشستن ناتالیا بود و میگفتن کسی که اون رو در دست بگیره میتونه با لمس شمشیر خاطرات پادشاهان گذشته رو ببینه. اما ناتالیا با وجود اینکه با در دست گرفتن شمشیر احساس آرامش میکرد، هیچ تصویری از گذشته نمیدید.
یک روز راهبهای به اسم سارا نزد ناتالیا میاد و بهش میگه که میتونه حالش رو بهتر کنه. ناتالیا در ابتدا پیشنهادش رو رد میکنه اما سارا دستبردار نیست. اون هم نگران ناتالیاست و هم دلیل مهمی داره که باید کنارش بمونه.
نکته: شامل دو چپتر اضافه.
قفسهی من
📑 فهرست فصلها
عنوانها از MangaDex، ترجمهی خودکار
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
حسوحال اعضا
اعضای هیکاری دربارهی این اثر چی میگن. تو هم بگو؛ هر رأی همینجا حساب میشه.
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰محبوبترین شخصیت
حالوهوای این اثر
از AniListبا ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.