خدانگهدار، اِری

—امتیاز خوانندگان

داستان

در حالی که مادرش با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنه، یوتا تلاش می‌کنه که آخرین روز های مادرش رو تو گوشیش ثبت کنه. بعد از فوت مادرش، یوتا می‌ره به پشت بام بیمارستان که خودکشی کنه تا اینکه با یک دختر عجیبی آشنا میشه که باعث میشه یوتا به سمت راه فیلم‌برداری یک فیلم بره.

قفسه‌ی من

فصلی که تا اون خوندی

آمار خوانندگان هیکاری

همه‌ی این عددها از امتیازها و فهرست‌های کاربران همین سایت ساخته می‌شن.

توزیع امتیازها

وضعیت خوانندگان

جامعه

هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.

۱

سطح مشارکت:

امتیاز تو

از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.

خوندنش چه حسی داشت؟

یکی رو انتخاب کن.

محبوب‌ترین شخصیت

این تگ‌ها چقدر درستن؟

با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.

نظرات

گزارش اشتباه

این بخش با کمک هوش مصنوعی نوشته شده. اگر چیزی نادرسته، بنویس تا بررسی و اصلاح شه.