داستان
«سیلفی سالها منتظر بود... نه برای نجات پیدا کردن، بلکه برای اینکه دوباره کسی را پیدا کند که کنارش بماند.»
سیلفیت گریت از کودکی یاد گرفت پشت سکوتش پنهان شود؛ دختری که همیشه احساس میکرد به اندازهی کافی قوی نیست و جایگاه واقعیاش را در این دنیا پیدا نکرده است.
اما یک دیدار، مسیر زندگیاش را تغییر داد.
از آن روز، سیلفی قدمبهقدم رشد کرد؛ نه فقط بهعنوان یک جادوگر، بلکه بهعنوان کسی که یاد گرفت به خودش اعتماد کند و برای چیزی که دوست دارد بجنگد.
پشت لبخند آرام و رفتار مهربانش، خاطراتی از تنهایی، ترس و لحظههایی وجود دارد که هیچکس ندیده است.
این داستان نگاهی نزدیکتر به سیلفی دارد؛ دختری که همیشه از دیگران حمایت کرد، اما خودش هم آرزو داشت یک نفر باشد که او را همانطور که هست ببیند.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
🧬 حالوهوای این اثر
چیزهایی که این اثر رو میسازه؛ هرچی پررنگتر، پررنگتر توی داستان.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.