داستان
«روزی که اریس از رودئوس جدا شد، چیزی درونش شکست... و همان لحظه، تصمیم گرفت دیگر هیچوقت ضعیف نباشد.»
بعد از جدایی از رودئوس، اریس بولر در دنیایی بیرحم تنها میماند؛ بدون تکیهگاه، بدون مسیر مشخص و با احساسی سنگین که نمیتواند نادیدهاش بگیرد.
اریس که میفهمد هنوز برای محافظت از کسانی که دوستشان دارد به اندازهی کافی قوی نیست، شمشیرش را برمیدارد و وارد مسیری سختتر از همیشه میشود؛ مسیری پر از تمرین، نبرد و لحظههایی که هر بار او را به مرز فروپاشی میبرند.
او دیگر فقط یک دختر مغرور و سرسخت نیست؛ حالا جنگجویی است که درد را به قدرت تبدیل میکند.
اما برای رسیدن به هدفش، باید چیزی را در خودش نابود کند...
ضعفی که اجازه داد کسی را که برایش مهم بود، از دست بدهد.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.