به رخ نیمرخ تو نگاه می‌کردم

—امتیاز خوانندگان

داستان

داستان درباره‌ی چهار نوجوانه که هرکدوم با عشق یک‌طرفه‌ی خودشون دست‌وپنجه نرم می‌کنن. وقتی نمی‌خوای یه دوستی رو از دست بدی، اما ته دلت چیزی بیشتر از دوستی می‌خوای، تنها کاری که می‌تونی بکنی اینه که از دور به چهره‌ی کسی که دوستش داری خیره بشی...

«هیکاری» شاید از معمولی‌ترین دخترهایی باشه که می‌شه تصور کرد. یه روز، برای سرگرمی یه عادت جدید پیدا می‌کنه: خیال‌پردازی درباره‌ی رابطه‌ی عاشقانه‌ی دوست زیبای خودش، «ماری»، با پسر بامزه‌ی کلاس، «اوتانی».

همه‌چیز فقط یه سرگرمی بی‌ضرره؛ تا وقتی که کم‌کم نقش‌ها در ذهن هیکاری با هم قاطی می‌شن.

آیا واقعاً قراره هیکاری فقط بهترین دوست ماری در این داستان عاشقانه باشه؟

و وقتی نگاه اوتانی از جایی سر می‌خوره و به سمت دیگه‌ای می‌ره، واقعاً به چه کسی فکر می‌کنه؟

نکته‌ها:

قفسه‌ی من

فصلی که تا اون خوندی

آمار خوانندگان هیکاری

همه‌ی این عددها از امتیازها و فهرست‌های کاربران همین سایت ساخته می‌شن.

توزیع امتیازها

وضعیت خوانندگان

جامعه

هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.

۱

سطح مشارکت:

امتیاز تو

از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.

خوندنش چه حسی داشت؟

یکی رو انتخاب کن.

محبوب‌ترین شخصیت

این تگ‌ها چقدر درستن؟

با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.

نظرات

گزارش اشتباه

این بخش با کمک هوش مصنوعی نوشته شده. اگر چیزی نادرسته، بنویس تا بررسی و اصلاح شه.