Koimonogatari

—امتیاز خوانندگان

داستان

برمی‌گردیم به ماجرای ظهور و تبدیل شدن یه دختر راهنمایی در اوتوریمونوگاتاری، اگه بشه اسمش رو «ظهور» گذاشت، و تهدید مرگباری که برای قهرمان داستان و دختر موردعلاقه‌اش به وجود میاره. پایان «فصل دوم» این مجموعه، برای اولین بار توی کل سری، از زبان یه آدم بزرگسال روایت می‌شه؛ اما اگه کلمه‌ی «بزرگسال» برای شما حس قابل‌اعتماد بودن، ثبات و اطمینان میاره، خواننده‌ی عزیز، بهتره از این داستان یه چیز یاد بگیری: به هیچ‌کس اعتماد نکن.

چون راوی این ماجرا کسیه که قهرمان داستان ازش خواسته برای حل کردن این وضعیت وارد عمل بشه؛ با اینکه از همون اول سری دشمنش بوده. اون کسی نیست جز رقیب قدیمی و عجیب‌وغریبش در دانشگاه، کسی که ادعا می‌کنه شکارچی ارواحه ولی خودش به ارواح باور نداره؛ یعنی کلاه‌بردار بی‌شرم، دیشو کایکی.

و واقعاً هم قراره یه کلاه‌برداری انجام بشه؛ کاری که کایکی برخلاف معمول، بدون گرفتن پول قبول می‌کنه و هدفش هم یه خدای خشمگینه. اگه داستان واقعیت داشته باشه، این ماجرا می‌تونه یه کار افسانه‌ای و اسطوره‌ای باشه؛ البته شاید هم واقعیت نداشته باشه، چون وقتی یه دروغگو در میان دروغگوها می‌گه تمام داستانش، مثل هر داستان دیگه‌ای، دروغه، دیگه معلوم نیست چی رو باید باور کرد.

ولی شاید هم این‌طور نباشه؛ مخصوصاً وقتی مردی که ادعا می‌کنه دنیا رو خوب می‌شناسه و عاقل و باتجربه‌ست، درست به اندازه‌ی شخصیت‌های نوجوان داستان یا حتی یه ضدقهرمان روسی، نسبت به حرف‌ها و رفتارش شک و تردید داره.

قفسه‌ی من

فصلی که تا اون خوندی

آمار خوانندگان هیکاری

همه‌ی این عددها از امتیازها و فهرست‌های کاربران همین سایت ساخته می‌شن.

توزیع امتیازها

وضعیت خوانندگان

جامعه

هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.

۱

سطح مشارکت:

امتیاز تو

از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.

خوندنش چه حسی داشت؟

یکی رو انتخاب کن.

محبوب‌ترین شخصیت

این تگ‌ها چقدر درستن؟

با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.

نظرات

گزارش اشتباه

این بخش با کمک هوش مصنوعی نوشته شده. اگر چیزی نادرسته، بنویس تا بررسی و اصلاح شه.