داستان
دومین بخش از سری مونوگاتاری، که در فصل اول مونوگاتاری قرار داره.
حوالی نیمه شب، زیر یه چراغ برق تنها توی یه شهرک شهرستانی تو ژاپن، یه زن سفیدپوست، بلوند، تنها، بدون دست ها و پاهاش، افتاده و با این حال نامیراست. یه شایعه بین دخترای محله در حال پخشه که بین همه جاهای ممکن، یه خون آشام به شهرک دورافتاده ی اونا اومده. کویومی آراراگی، که ترجیح میده دوستی نداشته باشه چون اونا «شرافت انسانیش» رو خدشه دار می کنن، طبیعتاً به این قضیه شک کرده. با این حال، توی اولین روز تعطیلات بهاری، اون هیولای خون آشام که یه چیز «خیلی منسوخ شده» به نظر میاد، اون رو که مجله غیراخلاقی ای خریده و توی راه خونه ـست، به سمت خودش می کشه.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.