یوموتسوهگوئی: میوه‌ی سرزمین مردگان

—امتیاز خوانندگان

داستان

«ناوا کانِتسوگو» زمانی یک افسر پلیس بود، اما بعد از اینکه همسر و فرزندش به قتل رسیدن، برای گرفتن انتقام از هر راهی که می‌شد استفاده کرد و در نهایت به زندان افتاد.

حالا پس از آزادی، ناوا بار دیگه در مسیر انتقام قدم می‌ذاره؛ اما خیلی زود متوجه اتفاق عجیبی می‌شه: یک جراحت مرگبار نمی‌تونه اون رو از پا دربیاره.

در جریان رویارویی با دختری مرموز، ناوا می‌فهمه که از میوهٔ «یوموتسو هِگویی» خورده؛ درختی که در قلمرو مردگان رشد می‌کنه. همین موضوع باعث شده اون به موجودی جاودانه با قدرت‌هایی هیولایی تبدیل بشه.

دختر مرموز در واقع یک خدای مرگه که از ناوا می‌خواد برای مبارزه با جاودانه‌های خطرناک دیگه بهش کمک کنه؛ چون باور داره شاید هنوز ذره‌ای عدالت در قلب ناوا باقی مونده باشه.

حالا ناوا باید با شرارت‌های ماورایی مبارزه کنه و دیگران رو نجات بده، اما یک سؤال بزرگ وجود داره:

آیا ناوا با نجات دیگران می‌تونه انسانیت از دست‌رفته‌اش رو دوباره پیدا کنه، یا این قدرت‌های هولناک در نهایت خودش رو به یک هیولا تبدیل می‌کنن؟

قفسه‌ی من

فصلی که تا اون خوندی

آمار خوانندگان هیکاری

همه‌ی این عددها از امتیازها و فهرست‌های کاربران همین سایت ساخته می‌شن.

توزیع امتیازها

وضعیت خوانندگان

جامعه

هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.

۱

سطح مشارکت:

امتیاز تو

از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.

خوندنش چه حسی داشت؟

یکی رو انتخاب کن.

محبوب‌ترین شخصیت

این تگ‌ها چقدر درستن؟

با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.

نظرات

گزارش اشتباه

این بخش با کمک هوش مصنوعی نوشته شده. اگر چیزی نادرسته، بنویس تا بررسی و اصلاح شه.