داستان
هیچکس به من باور نداشت. حالا دیگر خیلی دیر است که بگویی «من به تو ایمان دارم».
دوست دوران کودکیام، خواهر ناتنیام و دختری که عینک میزند، همگی حالا سعی میکنند وارد زندگی من شوند.
دیگر برایم مهم نیست. فقط من را به حال خودم بگذارید.
این داستان عاشقانهٔ مردی است که به هیچکس اعتماد ندارد.
میدونستی؟
قفسهی من
فصلی که تا اون خوندی
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
۱
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.