داستان
ایچیگو هیناموری همیشه به سنپای خود، یایا سوئو، بهخاطر متانت، نمرههای بینقص و قلب مهربانش نگاه میکرد و او را تحسین میکرد. اما همهچیز از روزی تغییر میکند که ایچیگو بهطور اتفاقی یایا را در اتاق بهداری مدرسه پیدا میکند؛ در حالی که مثل یک بچهٔ کوچک زار میزند.
معلوم میشود این دانشآموز ممتاز و محبوب که همه او را تحسین میکنند، شدیداً دلش میخواهد از جایگاه بینقص و دستنیافتنیاش پایین بیاید و این بار خودش حسابی ناز و نوازش شود! و حالا امیدوار است ایچیگو همان کسی باشد که خواستهاش را برآورده کند و حسابی تحویلش بگیرد!
**نکته:** این اثر شامل دو فصل اضافی نیز م
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.