داستان
«داداش، ازدواجت مبارک! این هم عروست.»
«ا-اسم من واتانائه یوکا... همکلاسیت هستم...»
اسم من ساکاتا یوئیچیـه و سال دوم دبیرستانم. به خاطر شرایط خانوادگی، یهویی قرار شده ازدواج کنم...؟!
تازه طرف مقابلم هم یه دختر ساده و کمحرف به اسم واتانائه-سانه.
سال سوم راهنمایی یه اتفاق بد برام افتاد و از اون موقع به بعد فقط به شخصیتهای دخترِ دوبُعدی علاقهمند شدم. توی ذهنم اصلاً امکان نداشت که یه دختر واقعی بتونه توجه منو جلب کنه.
حداقل این چیزی بود که فکر میکردم... اما بعد...
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.