داستان
یه روز، وقتی ساکی برای رفتن به کلاس پیانو عجله داره، توی خیابون با یه دختر برخورد میکنه. ساکی که خودش رو جمعوجور میکنه، اون دختر نتهایی رو که از دست ساکی افتاده برمیداره و بدون اینکه حتی یه کلمه حرف بزنه، همراه با یه چسبزخم بهش میده و به راهش ادامه میده. ساکی با خودش فکر میکنه اون دختر قدبلند و زیبا کی بوده، اما روز بعد متوجه میشه که اون یکی از همکلاسیهاشه؛ ساکی بهتازگی وارد دبیرستان جدیدش شده و اسم اون دختر کانونه. کانون با اینکه مشکل شنوایی داره، حاضر نیست هیچ نوع حمایت یا «رفتار ویژهای» از طرف معلمها یا همکلاسیهاش دریافت کنه. ساکی در طول سال کمکم به کانون نزدیکتر میشه و شروع میکنه به کنار زدن دیوار سردی که دور خودش کشیده.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.