داستان
ماتسوتومو کارمند یک شرکت سیاه است؛ شرکتی که بهرهکشی از کارکنان در آن عادی است. رئیسش هم استاد تماموقتِ انداختن کارهای خودش روی دوش دیگران است و او را کمکم زیر بار کار زیاد، تا مرز مرگ پیش میبرد. از این بدتر، هیچکس اسم واقعیاش را به یاد نمیآورد و همه او را «ماتسوموتو» صدا میزنند. یک شب، وقتی باز هم دیروقت به خانه برمیگردد، با همسایهٔ زیبا اما سرد و دستنیافتنیاش، سائوتومه-سان، روبهرو میشود. ظاهراً او گوشی، کیف پول و کلید آپارتمانش را داخل کیفش جا گذاشته و آن کیف را سه ساعت دورتر، پیش یکی از تأمینکنندگان، باقی گذاشته است. در آپارتمانی که دیگر نمیتواند واردش شود، مدارک مهمی دارد که برای جلسهٔ فردا حتماً به آنها نیاز دارد! ماتسوتومو، مثل همیشه نجیب و جوانمرد، به کمکش میشتابد و او را از این مخمصه نجات میدهد. سائوتومه که تحت تأثیر این کار قرار گرفته، پیشنهادی به او میکند که ماتسوتومو هرگز فرصت رد کردنش را پیدا نمیکند.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.