داستان
ویل سرفورت آرزو داره با تبدیل شدن به «ماگیا وندر» — یکی از جادوگرهای قدرتمندی که بالای برج جادو نشستن — به قولی که به دوست کودکیاش داده وفا کنه. ولی حتی سادهترین جادوها رو هم نمیتونه اجرا کنه. برای همین مجبوره تو سیاهچالها با هیولاها بجنگه تا تو آکادمی جادویی رگاردن امتیاز بگیره. انگار این کافی نبود، حالا باید مهارت شمشیرزنیاش رو مقابل یه استاد قلدر هم محک بزنه!
میدونستی؟
قفسهی من
فصلی که تا اون خوندی
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
۱
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.