داستان
"اومدم تا بخورمت."
پری دریاییای به نام شیوری این جمله رو با صدایی آروم به هیناکو، دختر دبیرستانیای که کنار دریا زندگی میکنه میگه؛ همون موقع که از دل دریا بیرون میاد و دست هیناکو رو میگیره.
هیناکو بهتنهایی توی یه شهر ساحلی زندگی میکنه و بدنش بهطرز غیرعادیای برای هیولاهای اطراف خوشمزه و وسوسهکنندهست. شیوری برای اینکه هیناکو به بهترین و مناسبترین شرایط ممکن برسه تصمیم میگیره ازش محافظت کنه؛ همهی این کارها فقط برای اینکه یه روز بتونه تکتک قسمتهای وجود هیناکو رو بخوره.
اما هرچه این مرگ اجتنابناپذیر به هیناکو نزدیکتر میشه احساساتش هم بیشتر پیچیده میشن. حالا هیناکو باید با این واقعیت کنار بیاد که کسی که ازش محافظت میکنه در نهایت قراره جانش رو بگیره اما احساسات واقعی هیناکو در برابر چنین سرنوشت ناعادلانهای به کجا میرسه؟
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.