داستان
تئو آسپل یه ماجراجوی مزدوره که متأسفانه خیلی ضعیفه. برای همین مجبور میشه مدام به گروههای مختلف ملحق بشه، ولی هر بار بعد از یه مدت از گروه بیرونش میکنن.
تئو برای اینکه قویتر بشه، بالاخره موفق میشه یه شیطان رو احضار کنه؛ موجودی که میتونه آرزوش رو برآورده کنه.
اما همین که تئو شیطان رو میبینه، کلاً یادش میره که میخواسته قویتر بشه!
این شیطان که سالها بود کسی احضارش نکرده بود، به تئو میگه:
«آرزوت رو برآورده میکنم، ولی در عوض باید یه چیز باارزش به من بدی.»
تئو هم با مِنمِن کردن جواب میده:
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.