داستان
سه ساله که خونآشامِ گوشهگیر، تِراکوماری گاندزبلاد (که همه بهش میگن کوماری) خودش رو توی خونه حبس کرده و از زندگی اجتماعی فاصله گرفته.
اما یه روز که از خواب بیدار میشه، میفهمه به عنوان یکی از فرماندههای ارتش امپراتوری مولنایت منصوب شده!
فقط یه مشکل کوچیک وجود داره...
واحدی که بهش سپردن، پر از آدمهای خشن و دردسرسازه که با دیدن کوچکترین نشونهای از ضعف، علیه فرماندهشون شورش میکنن!
کوماری از یه خاندان قدرتمند و سرشناسِ خونآشامها میاد، اما چون حاضر نیست خون بنوشه، از نظر بقیه یه خونآشام کاملاً معمولیه؛ لاغر و ضعیفه، دستوپاچلفتیه و حتی توی جادو هم استعداد خاصی نداره.
حالا که همهچی بر ضدشه، آیا ویل، خدمتکار وفادار و البته کمی شیفتهی کوماری، میتونه بهش کمک کنه تا این دختر گوشهگیر با وجود همهی خرابکاریهاش به موفقیت برسه؟
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.