داستان
در آیندهای که تمدنهای قدیمی مدتهاست از بین رفتهان، شکارچیها وارد خرابههای این تمدنهای باستانی میشن؛ اونم به دستور دولتشهرهای شرکتیای که از بقایای این دنیای قدیمی ثروت زیادی به دست میارن.
لای این خرابهها، آثار و تجهیزات قدرتمندی از فناوریهای باستانی پیدا میشه؛ فناوریهایی که حتی شرکتهای امروزی هم نمیتونن چیزی در حدشون بسازن.
برای یه عده از شکارچیهای موفق، پیدا کردن این آثار میتونه راهی برای رسیدن به ثروتهای افسانهای باشه. ولی برای بیشترشون، یعنی یه میانبر مستقیم به سمت مرگ؛ چون خرابهها پر از سلاحهای زیستی جهشیافته و نگهبانهای رباتیک خطرناکن.
و برای آدمهایی که تهِ جامعه گیر افتادن، شکار آثار باستانی تنها راهیه که میتونه نجاتشون بده.
آکیرا یه پسر جوون بیسواد، گرسنه و بیپناهه؛ فقط یکی دیگه از بچههای بیخانمانی که توی محلههای فقیرنشین گستردهی بین دیوارهای شهر کوگامایاما و سرزمینهای مرگبار اطرافش زندگی میکنن.
شکار آثار باستانی تنها امید آکیراست تا بتونه از این زندگی جهنمی بیرون بیاد و به یه زندگی بهتر برسه.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.