داستان
در حالی که دنیا در میانه انقلاب صنعتی قرار داره، هیولایی ظاهر میشه که فقط با سوراخ کردن قلبش میشه شکستش داد؛ قلبی که با لایهای از آهن محافظت میشه. این هیولا با گاز گرفتن انسانها، اونها رو به موجوداتی خشن و مرده به نام «کابانه» تبدیل میکنه.
در جزیره هینوموتو، واقع در خاور دور، مردم برای در امان موندن از این موجودات، ایستگاههایی ساختن. رفتوآمد بین این ایستگاهها و جابهجایی کالاها هم با قطارهای بخاریای به نام «هایجیرو» انجام میشه.
ایکُما، پسری که در ایستگاه آراگانه زندگی میکنه و در ساخت هایجیروها کمک میکنه، برای مقابله با کابانه سلاحی به نام «تسورانُکیزوتسو» میسازه. یک روز، در حالی که منتظره فرصتی برای امتحان کردن سلاحش پیدا کنه، با دختری به نام مومِی آشنا میشه؛ دختری که از بازرسی اجباری کابانه معاف شده.
همون شب، ایکُما دوباره مومی رو میبینه؛ درست وقتی که هایجیرو از کنترل خارج شده. کارکنان قطار به کابانه تبدیل شدن و حالا ایستگاه آراگانه هم زیر حمله کابانهها قرار گرفته. این دقیقا همون فرصتیه که ایکُما منتظرش بوده.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.