داستان
رائول، قویترین قهرمانی که موفق شده بود پادشاه شیاطین رو شکست بده، قرار بود به ناجی جهان تبدیل بشه.
اما اشراف قدرتطلب، خانواده و یاران عزیزش رو ازش گرفتن و در نهایت، با اتهاماتی دروغین که از طرف شاهدخت بهش وارد شد، به اعدام محکومش کردن. درست پیش از اینکه زندگیاش برای همیشه نابود بشه، قلب رائول سرانجام در تاریکی فرو رفت.
«...این خائنها رو یکییکی از سر راه برمیدارم. هیچ رحمی بهشون نمیکنم و کاری میکنم تاوان تمام کارهایی رو که کردن پس بدن...!»
رائول با به دست آوردن قدرت تاریکی دوباره زنده میشه و در حالی که لبخندی شوم روی لب داره، قسم میخوره انتقامش رو بگیره.
«آه... بیصبرانه منتظرشم. از این به بعد، هرطور که دلم بخواد با سرنوشتشون بازی میکنم.»
چند روز پس از زنده شدن دوبارهٔ قهرمان، در پایتخت امپراتوری که غرق در شکوفههای زیبا شده، مراسم رژهای آغاز میشه؛ رژهای که قرارِ نقطهٔ شروع یک تراژدی بزرگ باشه.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.