داستان
میدوری در همان روز اول دبیرستان کیف پولش را گم میکند، اما همکلاسی جدیدش، ایچیجو، به کمکش میآید. میدوری میخواهد از او تشکر کند، اما ایچیجو عضو یک گروه سهنفرۀ بسیار صمیمی است که هیچکدامشان سر کلاس حاضر نمیشوند! شایعه شده که آنها به خاطر دردسرسازی اخراج شدهاند؛ جالب اینجاست که خودِ میدوریِ درسخوان هم در خطر اخراج قرار دارد... او برای کمک به مخارج خانوادهاش شغلی پارهوقت دارد که خلاف قوانین مدرسه است. وقتی رئیس هیئتمدیرۀ مدرسه او را در حال ترک محل کارش میبیند، میگوید که از این تخلف چشمپوشی میکند؛ البته به شرطی که میدوری بتواند آن سه پسر را به مدرسه برگرداند. خب، چرا که نه؟ کار خیلی سادهای به نظر میرسد... مگر نه؟
نکته: شامل یک فصل اضافه است.
قفسهی من
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.