داستان
یه روز، اون میتونست... همهچیز رو ببینه.
وقتی یه دختر هر طرف که سرش رو میچرخونه با هیولاهای وحشتناک روبهرو میشه، باید چیکار کنه؟ تازه بدتر از اون، هیچکس دیگهای نمیتونه اون هیولاها رو ببینه!
خب معلومه، فقط یه کار منطقی میمونه: وانمود کنه اصلاً وجود ندارن و نادیدهشون بگیره.
البته وقتی این روحها میفهمن که اون داره میبینتشون، نادیده گرفتنشون توی عمل خیلی سختتر از چیزیه که روی کاغذ به نظر میاد...
میدونستی؟
قفسهی من
فصلی که تا اون خوندی
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
۱
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.