داستان
A woman walks alone at the foot of Mount Sengoku. A man appears, saying he’s been waiting for her, and invites her to a nearby village. Surprisingly, the village is covered in hairlike volcanic glass fibers, and all of it shines a bright gold. At night, when the villagers perform their custom of gazing up at the starry sky, countless unidentified flying objects come raining down on them—the opening act for the terror about to occur!
میدونستی؟
قفسهی من
فصلی که تا اون خوندی
📑 فهرست فصلها
عنوانها از MangaDex، ترجمهی خودکار
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
حسوحال اعضا
اعضای هیکاری دربارهی این اثر چی میگن. تو هم بگو؛ هر رأی همینجا حساب میشه.
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰محبوبترین شخصیت
حالوهوای این اثر
از AniList۱
سهم تو از این صفحه:
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.