داستان
آن روز، او ربوده شد. اما برای خودش، آن آدمربایی مثل نوری از امید بود؛ آغاز یک زندگی جدید.
دختر قول میدهد با ربایندهاش ازدواج کند و او نیز در ازای آن، «خوشبختی» زیادی به او پیشنهاد میکند.
این داستانِ یک آدمربا و قربانی اوست... پس چطور ممکن است چنین داستانی اینقدر گرم و دلنشین باشد؟
نکته: تعداد فصلها شامل یک فصل اضافه نیز میشود.
میدونستی؟
قفسهی من
فصلی که تا اون خوندی
از کاغذ تا صفحهی نمایش
انیمههایی که از روی همین اثر ساخته شدن، و ادامهها و داستانهای فرعیاش.
شخصیتها
سازندگان
آمار خوانندگان هیکاری
همهی این عددها از امتیازها و فهرستهای کاربران همین سایت ساخته میشن.
توزیع امتیازها
وضعیت خوانندگان
جامعه
هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.
۱
سطح مشارکت:
امتیاز تو
از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.
خوندنش چه حسی داشت؟
یکی رو انتخاب کن.
محبوبترین شخصیت
این تگها چقدر درستن؟
با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.
با ▲ و ▼ بگو هر پیشنهاد چقدر بهجاست.