خدای مرگ و خدمتکارش

—امتیاز خوانندگان

داستان

وقتی دوک هنوز یه پسر بچه بود یه جادوگر نفرینش کرد طوری که هر موجود زنده‌ای که لمسش می‌کرد می‌مرد. خانواده‌ش که نمی‌تونستن با چنین بچه‌ی نفرین‌شده‌ای کنار بیان اون رو به یه عمارت قدیمی فرستادن تا دور از بقیه زندگی کنه.

حالا که دوک جوون شده تنها همراه‌هاش یه پیشخدمت سالخورده و دوست دوران کودکی‌ش، خدمتکاری بلوند و خوش‌اندام به نام آلیس، هستن. با اینکه لمس کردن دوک به معنی مرگ حتمیه، آلیس مدام سر به سرش می‌ذاره، بهش نزدیک می‌شه و بی‌پروا باهاش لاس می‌زنه.

اما پشت تمام این شیطنت‌ها علاقه‌ی آلیس به دوک کاملا واقعیه. حالا این دو نفر باید راهی برای شکستن نفرین جادوگر پیدا کنن اما آیا واقعا می‌تونن طلسمی رو که سال‌ها زندگی دوک رو نابود کرده از بین ببرن؟

توجه: این نسخه شامل ۱۵ فصل اضافه هم می‌شه.

قفسه‌ی من

فصلی که تا اون خوندی

آمار خوانندگان هیکاری

همه‌ی این عددها از امتیازها و فهرست‌های کاربران همین سایت ساخته می‌شن.

توزیع امتیازها

وضعیت خوانندگان

جامعه

هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.

۱

سطح مشارکت:

امتیاز تو

از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.

خوندنش چه حسی داشت؟

یکی رو انتخاب کن.

محبوب‌ترین شخصیت

این تگ‌ها چقدر درستن؟

با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.

نظرات

گزارش اشتباه

این بخش با کمک هوش مصنوعی نوشته شده. اگر چیزی نادرسته، بنویس تا بررسی و اصلاح شه.