در آستانهٔ راه شیری

—امتیاز خوانندگان

داستان

ساکورا یوشیتاکه کارمندی سخت‌کوش است که تمام روزگارش درگیرِ مرارت‌های شغلی است و رمقی برای زندگیِ شخصی ندارد. او در شبِ بازگشت از جشن تولد مادربزرگش، ناگهان بشقاب‌پرنده‌ای شیطانی را در دلِ آسمان به چشم می‌بیند و اتومبیلش با شدتی هولناک تصادف می‌کند! در میانِ ویرانه‌های خودرو، موجودی فضایی و هراس‌انگیز به او نزدیک شده و یوشیتاکه از شدتِ وحشت از هوش می‌رود.

اما سحرگاهِ بعد، هنگامی که در آپارتمانش دیده می‌گشاید، خود را در کنار زنی فرشته‌گون و زیبارو می‌یابد. ناجیِ مرموزِ او کسی نیست جز همان موجودِ فضایی که عاملِ آن سانحه بود؛ موجودی که با هدفی عجیب به زمین آمده تا فرزندی به دنیا آورد. اما گرهِ کار اینجاست که هرگاه یوشیتاکه نزدیکش می‌شود یا قصد لمسش را دارد، او چنان دچار شرم و خجالتی بی‌حد می‌شود که بلافاصله به همان هیولای ترسناکِ نخستین تغییر شکل می‌دهد! حال یوشیتاکه با این مهمانِ عجیب و زیبارو که در خانه‌اش گیر افتاده چه خواهد کرد؟ و این فضاییِ خجالتی چگونه می‌خواهد بدون از دست دادنِ زمامِ اختیار، به مقصودش برسد؟

قفسه‌ی من

فصلی که تا اون خوندی

آمار خوانندگان هیکاری

همه‌ی این عددها از امتیازها و فهرست‌های کاربران همین سایت ساخته می‌شن.

توزیع امتیازها

وضعیت خوانندگان

جامعه

هر کاری اینجا انجام بدی برایت امتیاز و نشان میاره.

۱

سطح مشارکت:

امتیاز تو

از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده.

خوندنش چه حسی داشت؟

یکی رو انتخاب کن.

محبوب‌ترین شخصیت

این تگ‌ها چقدر درستن؟

با ▲ و ▼ بگو هر تگ چقدر با این اثر جوره.

نظرات

گزارش اشتباه

این بخش با کمک هوش مصنوعی نوشته شده. اگر چیزی نادرسته، بنویس تا بررسی و اصلاح شه.