Zettai Shounen

درباره‌ی انیمه

۰امتیاز کاربران
⭐ امتیاز تواز ۱ تا ۱۰

داستان

آیزاوا آیومو یه پسر جوونه که مجبور می‌شه برای مدتی بره یه شهر کوچیک به اسم تانا و پیش پدرش زندگی کنه.

آیومو اصلاً دلش نمی‌خواد بره، ولی وقتی مادرش بهش پیشنهاد می‌ده در ازاش یه دوچرخه‌ی کوهستان بهش بده، قبول می‌کنه.

آیومو قبلاً هم توی تانا زندگی می‌کرده، ولی خاطراتش از اون دوران خیلی مبهم و مرموزه؛ ظاهراً وقتی بچه بوده اتفاقی براش افتاده که خودش چیزی ازش یادش نمیاد.

حالا با ورود میکو، یه دختر جوون که انگار بیشتر از چیزی که می‌گه می‌دونه، ماجرا عجیب‌تر می‌شه.

نورهای درخشان و عجیبی که توی هوا شناور می‌مونن، انعکاس اجسام شبیه بشقاب‌پرنده توی چشم سگ‌ها و گربه‌ها، یه گوینده‌ی زن فضول، جنگلی با گذشته‌ای مرموز و پسری عجیب به اسم واکون که لباس‌هایی رو می‌پوشه که آیومو وقتی بچه بوده می‌پوشیده...

همه‌ی این‌ها کنار هم دنیای «زِتّای شونِن» رو می‌سازن؛ جایی که با وجود اتفاقات عجیب و رازهای حل‌نشده، زندگی روزمره همچنان با همون ریتم آروم و معمولی خودش ادامه داره.

نظرات

گزارش اشتباه

این بخش با کمک هوش مصنوعی نوشته شده. اگر چیزی نادرسته، بنویس تا بررسی و اصلاح شه.