Utawarerumono: Itsuwari no Kamen

درباره‌ی انیمه

۰امتیاز کاربران
⭐ امتیاز تواز ۱ تا ۱۰

داستان

وقتی به خودم اومدم، فهمیدم وسط یک دشت برفی پهناور ایستاده‌ام؛ جایی که هیچ شناختی ازش نداشتم.

نمی‌دونستم چطور سر از اونجا درآورده بودم. تازه، حتی نمی‌تونستم هیچ‌چیزی رو به یاد بیارم؛ حتی اسم خودم رو.

مات و مبهوت، به موقعیت عجیب و غیرقابل‌باورم خیره شده بودم. اما انگار قرار نبود اوضاع دست از سرم برداره؛ یک هیولای غول‌پیکر ناگهان ظاهر شد، موجودی شبیه حشره که به سمتم هجوم آورد.

با تمام توان سعی کردم فرار کنم، اما اون منو به جایی رسوند که دیگه هیچ راه فراری نداشتم.

همون موقع بود که اون دختر از راه رسید.

اسمش کوئون بود.

نظرات

گزارش اشتباه

این بخش با کمک هوش مصنوعی نوشته شده. اگر چیزی نادرسته، بنویس تا بررسی و اصلاح شه.